السيد مرتضى العسكري ( مترجم : زنجانى ، سردارنيا )

13

عبد الله بن سبأ وأساطير أخرى ( عبد الله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى ) ( فارسى )

و اين اباعبدالله ، مالك بن انس « 1 » است كه با كمال صراحت اعتراف مىكند : « ما رأيت أفقه من جعفر بن محمّد » [ من كسى را دانشمندتر از جعفر بن محمّد نديدم ] . « 2 » با نهايت تأسف ، گروهى كه از دور در بارهء علم از چيزهايى شنيده بودند ، خويشتن را عالمى دانا قلمداد كرده ، با قلمِ خود بنيان تحقيق را شكستند و حق را در راه هوسِ خود فدا كردند . در نتيجه ، درهاى گلستان علم به روى آنان بسته شد و از فروغ معرفت ، بىبهره ماندند . ضمن آن كه با اين روش نكوهيده آتش فتنه را دامن زدند و روز به روز بر اختلاف مسلمين افزودند . با كمال تأسّف استاد ما « احمد امين » « 3 » نيز از اين افراد بود ، افرادى كه از پرتو لطيف معرفت فروغى نگرفتند و پشت حجاب‌هاى ظلمت بر سر بردند ، پرتوى كه طليعهء دل‌نوازش از خورشيد تشيع برخاست و شب تيرهء جهل را روشن و درخشنده نمود و تمدن عظيم اسلامى را ايجاد كرد ، در صورتى كه از ديگران هنوز خبرى نبود . تاريخ ، اين روش زشت را ننگ بزرگى بر دامن احمد امين و ساير استادان دانشگاه كه مانند او در وادى تعصب كور كورانه قدم برداشتند ، نگاشت . اين راه و رسم دانشمندان محقّق نيست كه در جاى بمانند و زنجير جمود را از پاى فكر برنگيرند و بيهوده تعصّب ورزند و چشم بسته از مذهبى پيروى كنند . در ميان اشتباهات و لغزش‌هاى فراوانى كه از فكر و قلم اينها سر زده و آنها را در خود گيج و گنگ نموده است ، شايد بشود از همين داستان ياد كرد . اينها خود مطالبى را به دروغ به شيعه نسبت داده ، لكّه‌هايى را به دامن آنها چسبانده‌اند - كه ما بعضى از آنها را در تأليفات خود ذكر نموده‌ايم « 4 » - و گمان كرده‌اند كه همهء خرافات و مجعولاتى كه در تاريخ اسلامى موجود است ، از بافته‌هاى علماى شيعه است و آنها را كه ساختهء سوءظن خود آنها بود ، حربه‌اى نموده شيعه را مورد طعن و عيب قرار دادند .

--> ( 1 ) . در گذشته به سال 179 ه - . ق . ( 2 ) . ما رأيت افقه من جعفر بن محمد . ( 3 ) . رجوع شود به شمارهء هفتم از فصل « پيدايش افسانه و راويان آن » از سخن احمد امين در آنجا آشكار مىگردد كه دشمنى و كينهء شيعه ، وى را سبب شده است بر نوشتن آنچه نوشته است . ( 4 ) . به مقدّمهء كتاب « مع احمد امين » تأليف دكتر حامد حفنى داود رجوع شود .